اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

43

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

آن را از راه دريا در بيست كشتى كه هر يك سه هزار اردب و كمتر و بيشتر بار شده بود فرستاد تا به جار رسيد و عمر از رسيدن آن خبر يافت پس بهمراه بزرگان اصحاب پيامبر خدا بيرون آمد تا وارد جار شد و كشتيها را نگريست سپس كسى را وكالت داد كه آن خوار و بار را تحويل گيرد و در آنجا دو كاخ بنا نهاد و آن خوار و بار را در آن دو انبار كرد ، سپس زيد بن ثابت را فرمود كه مردم را بر حسب مراتب ايشان بنويسد و او را فرمود كه براى ايشان چكهايى از كاغذ بنويسد و پايين آنها را مهر كند ، پس عمر نخستين كس بود كه چك داد و پايين چكها را مهر كرد . اكنون گفتار به سعد بن ابى وقاص بازگشت [ 1 ] [ سعد بن ابى وقاص برگشت ] به كوفه و آنجا اقامت گزيد و نقشه ها را طرح كرد و خانه ها و محله ها را ساخت . سپس اهل كوفه از سعد شكايت كردند و گفتند : نماز را درست بلد نيست . پس عمر او را از كار ايشان بر كنار كرد و سعد بر آنان نفرين كرد كه خداى عز و جل ايشان را از اميرى خوشنود و اميرى را از ايشان خشنود نگرداند . عمر بجاى سعد بن ابى وقاص عمار بن ياسر را بفرماندارى گماشت . . . سپس مردم كوفه نزد او آمدند و پرسيد كه عمار بن ياسر فرماندار خود را چگونه گذاشتيد ؟ گفتند : مسلمانى است ضعيف . پس او را بر كنار كرد و جبير بن مطعم را فرستاد ، ليكن مغيرة بن شعبه او را فريب داد و از او خبرى نزد عمر برد و به او گفت : اى امير مؤمنان مرا به فرماندارى برگزين . گفت : تو مردى فاسقى . گفت : از فسق من چه زيانى دارى ؟ كاردانى و نيرومندى من براى تو و فسق من بر خودم . پس او را فرماندار كوفه ساخت و سپس رفتار او را از مردم كوفه پرسيد ، گفتند : تو خود به او و فسق او داناترى . پس گفت : از شما مردم كوفه چه كشيدم ، اگر مسلمانى پرهيزكار

--> [ 1 ] ل ، ص 177 .